در مزارع فلاندرز


در مزارع فلاندرز خشخاشها در تکاپواند،
در میان صلیبهای ردیف شده،
که نشانگر محل ما هستند، و در آسمان،
چکاوکهایی که کماکان شجاعانه آواز میخوانند، پرواز میکنند؛
آوازی که در میان صدای شلیک اسلحههای پایین، به سختی شنیده میشود.

ما مردهایم. چند روز پیش
ما زنده بودیم، سحر را احساس کردیم، غروب نورانی خورشید را دیدیم
عشق میورزیدیم و مورد عشقورزی واقع شدیم، و اکنون خوابیدهایم،
در مزارع فلاندرز.

مبارزه با دشمن را ادامه بده:
به تو از دستان ناکام ما پرتاب میشود
مشعلی که تو باید آن را بالا نگه داری.
اگر ایمان خود را به ما که مردهایم از دست دهی،
ما آرامش نخواهیم یافت، هر چند که خشخاشها میرویند،
در مزارع فلاندرز.


Translated to Farsi by Alireza Zamani

  • YouTube
  • Facebook
  • Twitter